
دلم افتاده می دانم که خیلی زود می آئی کجا یا کی؟ نمی دانم خلاصه زود می آئی برای بستن زخم قناری ها شده،حتی و از دنیا اگریک لحظه باقی بود می آئی دل من هرچه می گردد درونش گم شده چیزی و تو حتما برای رفع این کمبود می آئی سحر،دل خسته از این انتظار سرد و طولانی کسی آهسته زیرگوش من فرمود:می آئی اگردستی بخشکاند تمام نیل نیلی را تو با صندوق چوبی از فراز رود می آئی به دنبالت ورق خواهم زد این تقویم خالی را دلم افتاده می دانم که خیلی زود می آئی ...
ادامه مطلب